تبليغاتX
< > ایل قشقایی و زبان ترکی

تقدیم به ایل قشقایی و ترک (تورک)زبانان





نمی دانم برای چه؟؟؟؟/ | شنبه سی و یکم فروردین 1387 | 13:37 

نمی دانم برای چه؟!!!

نمی دانم برای چه؟این قدر خودم می خوام بشینم درس بخونم .. اینقد استادا میگن ازجمله استاد مدار منطقی که حسابی ما را نصیحت میکنه که با با برید تو خیال در خودتون انگیزه ایجاد کنید ... در س بخونید و منم .........که هی نمیخونم اخه میدونیدتازه .......................

به خودم می گویم::: پسر  ترم رسید و بنشین  درس ها را تمام کن، ولی نمی شود. پس دوباره مجبور شدم دوباره هم بیایم. اصولاً نمی توانم حرف نزنم. مگر می گزارند. با با خونه خرابا روز به روز به نامردی شون اضافه میشه ..... (( البته زیاد هم نباید به دل بگیریم چرا که تاریخ و زمونه جمله ای از بزرگا رو که رو در اتاقمونم یکی از دوستای ترک زبونمون نوشتهرا باید نشون بده بزرگا حرفشون سنده مگه نه!!!!!۱ جمله هم اینه<< این دو کار زهیچ کس بر نیاید ::۱-مردی از نامرد۲-نامردی از مرد خلاصه اینو بگم که .......

 اگر  به تیترهای اخبار جهان در مورد ایران توجه کنید موضوعات زیر را بیشتر می بینید:

 توقیف روزنامه ی ایران.............

اعتراض های مردم آذربایجان..............

سخنان احمدی نژاد در مورد مردم آذربایجان...............

سخنان رئیس مجلس و سایر شخصیت های مملکتی در مورد آذربایجان....................

تظاهرات در آذربایجان.................

تحصن در جلوی ..............{ دیگه قشقایی ها برای تحصن پا میشن از جنوب میان یا اصلا همون جا جدا گونه تحصن میگیرن.........}

دیدار با رهبری و سخنان رهبری ..............

پخش سرودهایی به زبان آذری...............اینم یه جوریشه دیگه

پخش مرتب دیدار رهبری از آذربایجان و دادن شعارهایی مثل آذربایجان اویاغدور، انقلابا دایاغدور و البته روزنامه ایران هم بعضی موقه ها از این خبرا میزنن ولی یه جور دیگشو

 همه اش اشاعه به قول مطبوعاتی ها دور شدن از اصل قضیه.

براستی اصل قضیه چیست؟میدونه هر روز تو خوابگاه شده بحثه روزانمون نمیذارن با با درس کجا بود همش روزمون با این سر میشه .......ترک و فارس و ملیت و زبان جوری شده

که منو دوستای ترکم دیگه میگم ما ایرانی نیستم شده ایم یه و طن فروش نه <<وطن فروشه دیگه نه>>> اصل ۱۵و۱۵و۱۵و۱۵و۱۵و۱۵و۱۵

در كشور ما اصل پانزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي گويد: (( زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد من و توی ترک هم همینو قبول دلریم مگه نه حالا بقیه اش که اونا باید قبول داشته باشن استفادهاز زبان هاي محلي و قومي نه تنها زبان بلکه پوشش لباس وتد ريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.))

آیا به نظر نمی رسد دولتمردان و تریبون های آنها به جای کارهای احساسی و به قول خودشان آرام کردن جو عمومی باید با برگزاری سمینارها و همایش ها چگونگی اجرای این اصل قانون اساسی را باید فراهم کنند تا به گونه ای حرف هایی برای کسانی که بخواهند حرف هایی بزنند، داشته باشیم.حرفی ندارن!!ارن؟؟؟ا بگید تو قسمت نظرات منتظر نظرات شما هستیم///// کوچک شما عماد قشقایی //// راستی امروز هم یه  سایتی از یه مرد قشقایی مقیم خارج به نام مصطوی که دوست آذری آقای اوختای بابای آدرس شو داد دیدن کردم این آدرس  زیره!!۱۱ شما هم ببنید!!!    http://qashqai.org

تورک اوغولو ططططط | لينک ثابت | موضوع: |

محمد ناصر قشقایی | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | 15:25 

سلام عزیزان....

امیدوارم که لحظات خوبی در این وبلاگ داشته باشید براتون ا مطالبی جدید تر ریختم اینو دیگه حتما بخونید البته لینک کردم به صورت پی دی افه یه جوری بخونیدش انشا الله اگه وقت شد خودم براتون مینویسمش .....این مطلب در کل نزدیک ۴۰۰ صفحه میشه ولی من حدود ۳۰صفحه اشو گذاشتم

این مطلب گزیده ای از مصاحبه محمد ناصر قشقایی که در شهر لاس وگاس در دانشگاه هاروارد آمریکا به وسیله حبیب لاجوردی تهییه شده مطلب خوبی بخونید حتما نظر هم یادتو نره ه

روی لینک زیر کلیک کن.......البته نظر یادتون نره  به خصوص شما تر کهای هم زبون .....محمد ناصر قشقایی الندن دانشوب:::

http://www.fas.harvard.edu/%7eiohp/GHASHG01.PDF

تورک اوغولو ططططط | لينک ثابت | موضوع: |

بیژن خان(بیژن بهادری کشکولی) | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | 13:58 

بیژن بهادری کشکولی متولد ۱۳۰۷ در ایل قشقایی است. او هنر نقاشی را براساس غریزه شخصی و علاقه شدید ، به طور تجربی آموخته است. بهادری كشكولی در ایام كودكی و نوجوانی در ایل با سنگ ریزه روی تخته سنگ ها تصویر كبك، باز، شتر و آدم ها را نقش می زد. بعدها، تصاویرش را برروی كاغذهای سفید و آبی پیچیده بر كله قندهای بلژیكی كه فروشندگان دوره گرد به ایل می آوردند، نقاشی می كرد.او پیشرفت تحصیلی خود را مرهون همت و مردانگی «الیاس خان كشكولی» بزرگ مرد تاریخ قشقایی می داند. به همین خاطر است كه خود او نیز سال ها برای باسواد كردن كودكان ایل قشقایی وقت صرف كرده (۱) و در این راه از جمله نخستین كسانی بوده كه با «استاد محمدبهمن بیگی» (۲) قدم پیش گذاشته و چندین سال در راههای صعب العبور و اغلب با پای پیاده برای تدریس به مدارس عشایری رفته است.
تمامی موضوعات و تصاویر مورد علاقه او برگرفته از فضای زندگی ایلی است:
صحنه های عادی روزمره مثل پشم ریسی، پختن نان، دوشیدن شیر، شكار، جنگ و صلح، عروسی، آشتی، كوچ و ییلاق و قشلاق... دشت های فراخ، كوهها و بوته زارها، رودخانه  و بلوط زارهای مسیر راه از شرق و غرب و شمال و جنوب فارس، عرصه تصویرگری این هنرمند بوده است.او با دقتی حیرت آور و صداقتی مثال زدنی نگاه جست وجوگر، تیزبین و دقیق خود را به هرچیز آشنایی خیره كرده، آن را تبدیل به یك اثر صمیمانه و ماندگار كرده است. توجه به حیوانات و نقش و اهمیت حیوانات در زندگی ایلیاتی، از نكات درخور توجه آثار بیژن بهادری كشكولی است. در زندگی ایلی، حیوانات اهلی مثل سگ، اسب، الاغ، شتر و گوسفند و مرغ و خروس نقشی الزامی و حیاتی دارند، همانطور كه زندگی ایلی سایه به سایه با حیات حیوانات وحشی مثل گراز و گرگ و روباه و خرس و مار و كبك و باز... در جریان است. دنیای عشایری و ایلی، دنیایی سرشار از رنگ است. در واقع «رنگ» و «نقش» در زندگی ایلی حضوری غیرقابل انكار دارند. شاید ایل با تكیه بر نقش و رنگ، حضور فرهنگی، ذهنی و انسانی خود را به طبیعت خام و وحشی دیكته می كند. رنگ های شاد و درخشان بیانگر خلوص و سرخوشی زندگی ایلی است كه حاصل رابطه مستقیم آنها با طبیعت و فضای پیرامون است. تبلور چنین امری را در نقوش پارچه ها، دست بافته ها، زیراندازها و رواندازها، اشیا و عناصر مورد استفاده آنها، می توان دید. همه این عوامل موجب شده است كه فضای آثار او، فضایی روشن، سرزنده و سرشار از روح زندگی باشد. آثار بیژن بهادری كشكولی، تصویر روح زنده و پویای زندگی میلیونها عشایر قشقایی ایرانی و آداب و رسوم و سنت های زیبای آنهاست. بهادری كشكولی، بیش از نیم قرن وقت خود را صرف ترسیم زوایایی كرده كه به تدریج با اسكان عشایر در حال فراموشی است. (
۳)
نمایشگاه های متعددی از آثار این نقاش نجیب و هنرمند، در ایران و بعضی كشورهای دیگر مثل فرانسه، انگلستان، هلند و تركیه برپا شده است. هم اكنون اغلب خانه های مردم قشقایی و حتی سایر عشایر ایران، مزین به نقاشی های زیبا و دل انگیز بیژن بهادری كشكولی است.
(
۱): كتاب «سرداران گمنام قشقایی»، نوشته محمدحسین طیبی دره شوری
(
۲): پدر آموزش عشایری ایران
(
۳): به نقل از نوشتار حسن مشكین فام بر آثار بیژن بهادری

اثری از بیژن قشقایی بیژن دوست داشتنی یاد و خاطره اش زنده باد

 

تورک اوغولو ططططط | لينک ثابت | موضوع: |

اوزاخ یول:: | یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 | 13:34 

اوزاخ یول همت اد المدن قالمشام   بیر شیدا بلبلام گیلمدن قالشام   

              یاشل بلبلام عاشق چلدن قالمشام

 چک ترکیگه منه اله اترد سن  گیله اترد عاشق چله اترد سن

                      تقدیم السون سیز

حامی ترک لار و قشقایلار  ساق اولیگ سیز

تورک اوغولو ططططط | لينک ثابت | موضوع: |

بی وطن وطن پرست | یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 | 12:44 

نظر شما چیه؟؟؟؟؟ بخون!!! نظر بده ه ه ه یادت نره ه ه ه

این جمله را امروزه حتی از زبان دولت مردان ایرانی نیز می شنویم که ((قشقایی ها مردمانی وطن پرست هستند))) از زبان همان دولت مردانی که زنده مردان بزرگ این ایل همچون صولت الدوله قشقایی وپسرانش

و حاج محمد کریم خانو دیگر مردان دلاور از کاپیتان کشان درعرصه نظامی و دفاعی گرفته تا بهمن بیگی های دلاورو وسواد آموزدر عرصه علم ودانش....اما وطن پرستی برای چه وچرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برای کدامین وطن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وطنی که در آن فرهنگمان میمرد زبانمان میمرد(مرده ه ه ه ) اصالتمان له میشود ...... شاید کسانی باشند که درد ما را می فهمند دردمان چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید از دولتیان پرسید که ما را به گونه های زیر درآوردند با درد های لا علاج شده اند برای خودشان خ....ای اما دردی خ...ای در مان دارد ولی برایش درمان هم نگذاشته اند من از مردم عزیز ایلم تقا ضا دارم این درد درمان ندازد و برایش پیدا نمی شود مگر به دست من و توی قشقایی.... سوال می شوددردت چه بود؟ و چیست؟؟؟؟ و به نظر من قشقایی وطن پرستانی بی وطن هستند........بماند

           و من میگویم:::      -دردم مادرانی اند که عار دارند با فرزندان خود ترکی صحبت کنند<<<این درد بر این مادرها تزریق شده است

 و بازدردت چه بود؟و چیست؟؟؟/

                  -دردم چوپانانی اند که بهمن بیگی به آنها سواد آموخت و آنها زبان فراموش کردند.این با مواد مخدر و زهر آلودی به نام پارسی را پاس بداریم تزریق شد..

دردت چه بود؟چیست؟؟؟

                  -دردم بوقلمون صفتانی اند که عار دارند بگویند من ترکم

دردت چه بود؟این بو قلمونان بوسیله کر کسان(......)ساخته شدهاند....

      -دردم صورت سوخته های عشایران قشقایی هستند که می خواهند  پایه های ایل را ازتند باد روزگار در امان نگه دارند...و در شهر ها و استانها با نام پر آوازه ایلشان زندگی کنندولی<<<<<<<<اجازه نمی آبند

دردت چه بود؟وچیست؟؟؟/

                  -دردم نامردی روزگار است روزگار به هیچ کسی وفا نمیکند ولی فرصت میدهد تا از قدرت هایشان تا حدودی استفاده کنند ولی این دول..مر..ن روزگار راهم فریب دادند.....روزگار نامرد از تو بعید بود!!!!!!!!ترکی:::: <<<هچکسنن سن اولمادی سازگار             نوردین که بیزدن گره آلمادی روزگار>>>>

دردت چه بود؟وچیست؟؟؟/

      در یک کلمه<<<   -دردم نامهری دولت به ماست

دردت چه بود؟

                  -دردم۲۴ ساعتی است که از دستمان رفت و  اگر داشتیم مشروطیت در دسترس صولت الدوله قشقایی بود و ما این نبودیم ما مثل گذشته مان سرافراز بودیم.....

دردت چه بود؟وچیست

                 -دردم ناامیدی جوانان ایل است... چرا باید نا امید باشیم با همت ما میشود برگشت 

دردت چه بود؟وچیست؟

 

                 -دردم شهری نشدن و پیر مردان و پیرزنان ایل است

دردت چه بود؟وچیست؟؟؟/

                  -دردم خیانت پولدوستان است

دردت چه بود؟وچیست                  -دردم بی فکری خودمان است

دردت چه بود؟   -دردم "درت چه بود "گفتن شماست .و دولت مردانمان ما که دردی نداریم ... همت شما در ایل و نظرات شما در این وبلاگ کمکی است به احترام به قومیتمان کوچک شما عماد قشقایی

تورک اوغولو ططططط | لينک ثابت | موضوع: |